سفارش تبلیغ
صبا
هرکس گفتن «نمی دانم» را واگذارد، به هلاکت گاه خود درآید [امام علی علیه السلام]
جمعه 97 تیر 29: امروز
 
پروژه چغازنبیل
 
خدایان هر دینی جایگاه و مکان ویژه‌ای داشتند و ایلامی‌ها برای حفظ خدایان، معابدی چون زیگورات را بر بلندی‌ها ساختند. زیگورات یعنی صعود به آسمان. در آخرین طبقه این معابد که مهم‌ترین طبقه نیز بود،خدای آفرینش نگهداری می‌شد.

خبرگزاری میراث فرهنگی - گروه فرهنگ، مهری بیرانوندی 

در دوران باستان مردم خدایان متعددی را می‌پرستیدند و پیکره آنان را در معابدی نگه‌‌داری می‌کردند که گاه به شگل زیگورات بود. زیگورات واژه اکدی است. این ساختمان‌ها هرمی شکل بودند که در چند طبقه ساخته می‌شد و با پلکان‌های متعدد به طبقات بالا می‌رسید. زیگورات‌ها در بین النهرین و مصر قدمتی چند هزار ساله دارند.

پیشینه احداث زیگورات چغازنبیل در تمدن ایلام به دوران اونتش گل می‌رسد. او به ساخت معابد و سنگ یادمان توجه خاصی داشت. این بنا در شهر دوراونتش (در  42  کیلو‌متری جنوب شرقی شوش) بنا شد که محل اقامت شاه ایلام بود.

پژوهشگران معتقدند هدف اونتش گل از ساختن این بنا گرد هم آوردن گروه‌های مختلف مذهبی و ایجاد وحدت میان آن ها بود. زیگورات ایلام بنای مکعبی شکل پنج طبقه‌ای را تشکیل می‌داد که ارتفاع آن  52  متر و طول ضلعش  100  متر بود و هفت دروازه داشت. پلکان‌هایش سقف دار بود و از این جهت با زیگورات‌های بین النهرین تفاوت داشت. این معبد برای این شوشینک خدای ایلامی ساخته شد. ایلامی‌ها معتقد بودند که هنگام غروب خدای بزرگ شوش از آخرین طبقه زیگورات به آسمان پرواز می‌کند و روز بعد باز می‌گردد پس آخرین طبقه محل سکونت خدای شوشینک بود و تنها کاهن‌ها و خانواده شاهی اجازه ورود به آن طبقه را داشتند.

در ساخت بنا از کاشی‌های لعابدار سبز و آبی استفاده شده است. مردم آداب دینی را در فضای آزاد معبد به جای می‌آوردند. از کانال‌ها و جوی‌های متعدد با تقسیم‌بندی خاص برای رساندن آب به معابد استفاده می‌شد. پس از غلبه آشوری‌ها بر ایلام بنای مذهبی و جایگاه خدای بزرگ شوش ویران شد. با گذشت زمان، خاک ویرانه‌های زیگورات را پوشاند تا آن که در سال  1314  هجری شمسی یکی از مامورین شرکت نفت، آجر کتیبه‌داری را در منطقه حفاری نفت به دست آورد. او به باستان شناسانی که در شوش مشغول حفاری بودند خبر داد.

ریاست این گروه باستان‌شناسی با رومن گیرشمن بود. او با حمایت دولت ایران و یک هیات کار آزموده صدها اثر ارزنده را در شوش از دل خاک بیرون آورد. معبد چغازنبیل یکی از آن آثار ارزشمند است. امروزه از بنای رفیع زیگورات تنها ساختمانی با ارتفاع  25  متر بیشتر به جا نمانده است. آثار کشف شده در شوش که تعداد آن ها بسیار زیاد است، در موزه لوور فرانسه نگهداری می‌شود و آثار اندکی نیز در موزه شوش و گنجینه ایران باستان وجود دارد. این بنای عظیم آجری شاهدی است بر‌قدمت تمدن ایلام و ذوق و سلیقه معماران و هنرمندان آن دوران که حدود  3000  سال پیش تمدن کهن ایران باستان را متجلی ساختند.

 

دوراونتاش و بناهای آن 

«من اونتاش ـ گال پسر هوبانومنا، شاه انزان و شوش ( همین که) محل شهر محصور شد، در آنجا شهر اونتاش ـ گال و مکان مقدس را ساخته‌ام؛ در آنجا یک  Kukunnum طلائی ساختم؛ آن را در یک حصار بیرونی و درونی محصور کردم. شاهان قدیم  Kukunnum نساخته بودند، من آن را ساختم.»

«ذیقَورَّت» با تشدید بر روی حروف «ق» و «ر» کلمه‌یی اکدی است. در ایران تلفظ این کلمه از گزارشات گیرشمن گرفته شده و عموماً «زیگورات» نوشته می‌شود. واژه  ziqqurratum از فعل  zaq?ru به معنای «بلند و برافراشته ساختن» مشتق شده است. واژه چغازنبیل نیز متشکل از دو جزء «چغا»به معنای تپه (همچون چغامیش، چغاگاوانه و غیره) و زنبیل به معنای سبد است. گویا قبل از حفاری معبد، ویرانه‌های تپه مانند آن یک زنبیل واژگونه را تداعی می‌کرده است.

دکتر خدادادیان کارشناس تاریخ باستان و استاد دانشگاه شهید بهشتی در مورد زیگورات اعتقاد دارد که : خدایان در هر دینی جایگاه و مکان خاصی داشتند و عیلامی برای حفظ خدایان، معابدی داشتند که مهم ترین آن زیگورات است. زیگورات در ناحیه چغازنبیل قرار دارد و معنای آن صعود به آسمان است.آن ها زیگورات را بر بلندی ها می ساختند. در ساخت زیگورات از مرغوب ترین و مقاوم ترین مصالح استفاده شده است.

زیگورات چغازنبیل  7  طبقه داشته و به احتمال زیاد از آن جا که عدد هفت در نزد بابلیان و مصریان از نظر نجومی اعتبار داشته، عیلامی ها نیز به آن احترام می گذاشتند. هر طبقه ای از زیگورات، مخصوص انجام کاری بوده است. در آخرین طبقه که مهم ترین آن است، بت شوشیناک (خدای آفرینش) نگهداری میشد.


پروژه چغازنبیل 

با گذشت سالیان دراز از حفاری‌های چغازنبیل، متاسفانه اغلب بقایای معماری آن در معرض فرسایش قرار گرفته بود. با توجه به اقلیم پرباران منطقه، مصالح اصلی مجموعه که عموما" از خشت خام و آجر است با فرسایش شدیدی مواجه شده و همین موضوع حفاظت از آن را با مشکلات زیادی روبرو کرده بود.

علاوه بر این قرار داشتن مجموعه تاریخی چغازنبیل در منطقه جنگی خوزستان در طی جنگ ایران و عراق و به تبع آن عدم رسیدگی و مراقبت‌های مستمر در طی این دوران، وضعیت نامناسبی را از نقطه نظر حفاظتی برای این مجموعه تاریخی بوجود آورده بود.


در سال  1998  میلادی برای جلوگیری از تخریب هر چه بیشتر این شهر کهن، طی توافق به عمل آمده بین سازمان میراث فرهنگی ایران، یونسکو، بنیاد اعتباری ژاپن و همکاری موسسه کراتره فرانسه (موسسه بین المللی حفاظت از بناهای خشتی)، طرح مطالعاتی حفاظت و مرمت محوطه تاریخی چغازنبیل در زمینه‌های مختلف علمی آغاز شد.

در این رابطه یک پایگاه دایمی پژوهشی شامل آزمایشگاه،‌‌ بخش حفاظت و مرمت، کتابخانه، بخش رایانه‌ای و بخش مطالعات سفال در بخش اداری موزه هفت تپه ایجاد و تجهیز شده است.

چارچوب کلی پروژه چغازنبیل به دو بخش مطالعاتی و اجرایی تفکیک شده است. در بخش مطالعاتی این پروژه مواردی همچون جمع آوری اطلاعات، مستندنگاری، مطالعات باستان‌شناسی, معماری, زمین شناسی, شناخت مواد و مصالح, محیط زیست, حفاظت و مرمت، ژئوفیزیک و غیره گنجانده شده و در بخش اجرایی نیز انجام اقدامات حفاظتی مجموعه تاریخی بر مبنای اطلاعات به دست آمده در نظر گرفته شده است.


مدت زمان در نظر گرفته شده برای انجام نخستین مرحله پروژه سه سال بوده که دو سال آن اختصاص به مطالعات داشته و سال پایانی نیز برای انجام اقدامات اجرایی و حفاظتی بر مبنای اطلاعات به دست آمده در نظر بوده است. همچنین به موازات مطالعات، حفاظت‌های اضطراری نیز با هدف رفع خطر از محوطه و به منظور مهیا ساختن زمینه‌یی مناسب برای تحقیق و پژوهش اعمال شده است. در این اقدامات بسیاری از الگوهای حفاظتی نیز مورد آزمون و ارزیابی قرار گرفته که به عنوان راه‌کارهای حفاظتی پیشنهاد شده قابل اجرا است.


در بدو شروع پروژه، ضمن بررسی مشکلات و نیازمندی‌های محوطه، برنامه‌یی در قالب  33  مورد پژوهشی ـ اجرایی با هدف حفاظت بهتر از محوطه، تدوین شد. نمودار پیشرفت کار مرتبا در پایان هر فصل تهیه و از سوی مدیران و مجریان ملی و بین‌المللی مورد ارزیابی قرار می‌گرفت.

همچنین ضمن انجام پروژه، برنامه‌ریزی تخصصی‌تر مطالعات در گروه‌های مختلف کاری، از سوی کارشناسان هر بخش ارایه و طبق برنامه‌ زمان‌بندی شده اجرا شده است. برنامه‌ها به گونه‌یی تهیه شده بود که همکاری تخصص‌های مختلف را در انجام مطالعات حفاظت و همچنین در بخش‌های اجرایی طلب می‌ کرد، لذا در این باره از همکاری کارشناسان مختلفی در حوزه‌های دانشی: حفاظت و مرمت، شیمی، فیزیک، باستان‌شناسی، معماری، مترجمی زبان انگلیسی، عمران، نقشه برداری، زمین‌شناسی، عمران، کامپیوتر، آب‌شناسی، محیط زیست، هواشناسی، مردم‌شناسی، تاریخ، کتابداری، خاک‌شناسی، مکانیک خاک، کانی‌شناسی، زبان‌شناسی، مستندنگاری، ماکت‌سازی، عکاسی، فیلم‌سازی و سایر علوم بهره گرفته شده است.

برنامه‌ مطالعاتی هر یک از گروه‌های کاری به گونه‌یی تدوین شده که به حفاظت مناسب‌تر محوطه کمک کند. به طور مثال در زمینه مرمت غالبا از همکاری کارشناسانی بهره گرفته شده که در راستای انجام پایان‌نامه‌های تحصیلی خود، مشکلات حفاظتی مرتبط با محوطه و از جمله مواد و مصالح آن را دستمایه قرار داده‌اند. برنامه‌ریزی‌ها‌ در سایر گروه‌های کاری نیز با چنین نگرشی همراه بوده است.

در حال حاضر در کنار این پژوهش‌ها یک تیم مستندنگار به صورت مداوم در انجام مستندنگاری‌های محوطه همکاری دارند. ثبت و ضبط دقیق وضعیت موجود زیگورات و بقایای معماری مجموعه و همچنین رفتارسنجی (مونیتورینگ) مداوم محوطه از جمله مهمترین وظایف این گروه است. استفاده از نیروهای فعال دانشجویی با اهداف آموزشی در زمینه‌های مختلف، به صورت محقق و یا کارآموز از دیگر اهداف پروژه بوده که بدان دست یافته است


 نویسنده ابوذر نعمت الهی در یکشنبه 85/7/2 و ساعت 8:19 عصر | گفتنیهای دوستان()
٤١- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید . ( پاستور )
 
٤٢- ازدواج کنید، به هر وسیله ای که می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یک همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. ( سقراط)
 
٤٣- قبل از رفتن به جنگ یکی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا کن . ( یکی از دانشمندان لهستانی )
 
٤٤- مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. ( کارول بیکر)
 
٤٥- من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم . ( آگاتا کریستی)
 
٤٦- هر چه متأهلان بیشتر شوند ، جنایت ها کمتر خواهد شد. ( ولتر)
 
٤٧- هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند . ( جانسون )
 
٤٨- زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج کند که زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را که شنونده خوبی نیست ، تحمل کند. ( کینهابارد)
 
٤٩- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود که آنها بر سر مسائل کوچک با هم مشکل پیدا می کنند. ( شاو)
 
٥٠- وقتی برای عروسی ات خیلی هزینه کنی ، مهمان هایت را یک شب خوشحال می کنی و خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ایرلندی ) 
 
٥١ – هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی کند. ( ضرب المثل اسکاتلندی)
 
٥٢ – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن . ( ضرب المثل آلمانی )
 
٥٣ – تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر کنی . ( شارل بودلر )
 
٥٤ – دوام ازدواج یک قسمت روی محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسکاتلندی )
 
٥٥ –  ازدواج پدیده ای است برای تکامل مرد. ( مثل سانسکریت )
 
٥٦ – زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می کند . (ضرب المثل آلمانی )
 
٥٧ – ازدواج قرارداد دو نفره ای است که در همه دنیا اعتبار دارد. ( مارک تواین )
 
٥٨ – ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شیرینی و بی مزگی . (ولتر )
 
٥٩ – تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر کنی. ( شارل بودلر )



 نویسنده ابوذر نعمت الهی در یکشنبه 85/6/26 و ساعت 6:0 صبح | گفتنیهای دوستان()
٢١- ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممکن خواهد بود. ( بورنز )
 
٢٢- ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند )
 
٢٣- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است . ( ناپلئون )
 
٢٤- اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است . ( محمد حجازی)
 
٢٥- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم . ( خانم پرل باک )
 
٢٦- با زنی ازدواج کنید که اگر " مرد " بود ، بهترین دوست شما می شد . ( بردون)
 
٢٧- با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل های خسته کننده او را اصلاً نخوانید . ( سونی اسمارت)
 
٢٨- برای یک زندگی سعادتمندانه ، مرد باید " کر " باشد و  زن " لال " . ( سروانتس )
 
٢٩- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( کریستین )
 
٣٠- تا یک سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های یکدیگر را نمی بینند. ( اسمایلز )
 
٣١- پیش از ازدواج چشم هایتان را باز کنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. ( فرانکلین )
 
٣٢- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاک )
 
٣٣- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد)
 
٣٤- ازدواج پیوندی است که از درختی به درخت دیگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می میرند. ( سعید نفیسی )
 
٣۵- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن )
 
٣٦- شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن . ( سیریوس)
 
٣٧- عشق ، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاک )
 
٣٨- قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم . ( لرد لوچستر)
 
٣٩- مردانی که می کوشند زن ها را درک کنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج کنند. ( بن بیکر)
 
٤٠- با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می کشد و زن روی آینده اش . ( سینکالویس)

 نویسنده ابوذر نعمت الهی در پنج شنبه 85/6/23 و ساعت 6:0 صبح | گفتنیهای دوستان()

خداوندا بر من ببخشای و در دیوان عمل لغزشهای مرا نادیده بگیر. تو بهتر از من میدانی که چه کرده ام و چه گفته ام  و آنچه را که گذشت روزگار از خاطر و پرده فراموشی پنهانش را که داشته است به حساب من مگذار.

خداوندا همی خواهم اگر تسلیم هوای نفس شوم  و بار دیگر توبه خویش بشکنم تو همچنان بار دیگر قلم بخشایش بر ناشایستگی های من فرو کشی و بار دیگر پوزش مرا بپذیری .

الهی از نویدهای پنهانی که به شهوت خویش داده ام و بدین نویدها خرسند و آرامش خواسته ام . از گامهای بلند و خطر خیزی که به سوی خود رائی و خود سری برداشته ام و نظام اجتماع انسانیت را ناچیز انگاشته ام  از نیکوئیهائی که قلب من وهوس من نگذاشتند با دست من تکمیل شود.

 الهی اکنون پیشانی عجز به درگاه تو بر خاک میگذارم و از همه این تباهی ها به توبه می گرایم .

خداوندا چشم ما گاهی به ناروا گشوده شود و به ناروا به هم آید.

خداوندا زبان ما احیانا از منطقه حق و وجدان بدان سو رود و حقایق را باژگون ادا نماید .

خداوندا در قلب ما تمایلات پنهانیست که اگر روزی وجود خارجی یابد و مفهوم بی رنگ آن رنگ صداقت و مصداق گیردجنایتی بزرگ اتفاق خواهد افتاد.

خداوندا کلمات یاوه بسیار باشد که آن را نشناسیم و از ادای آن پرهیز نتوانیم کرد.

خداوندا اکنون از چشمکهای ناروای چشم و انحراف ناستوده ی زبان و امیال نا هنجار قلب و سخنان یاوه به آستان تو پناه میاورم واز تکرار آنچه ناپسند باشد پوزش میخواهم


 نویسنده ابوذر نعمت الهی در شنبه 85/6/18 و ساعت 6:0 صبح | گفتنیهای دوستان()

بسم رب المنتظر المهدی

یابن الحسن روحی فداک                  مــتـی تــرانــا و نــراک

فلیس محبوبی سواک

السلام علیک یا بقیة الله! آری باز هم منم و آهنگ آن خطاب که نوازش میداد تار و پود دلم را. یا مولای! ای بود و نبود من! اختیار توست رد و قبول اما اگرم میرانی ، بدان جایی ندارم جز خانه تو. در مجمر جانم آتش عشق تو افتاده است و گرمای این آتش را هیچ زمستانی سرد نمیکند.

راستش! از تو... از تو گله دارم. من اگر چه خار و خسی بیش نیستم در برابر وسعت این سرزمین سبز اما دیدار تو را از تو میخواهم و این از باغبانی چون تو زیاده نیست. میدانم تقصیر از خودم است اما خودت میدانی این موج هرچه سر به سنگ میکوبد ، قدمی نمیتواند فراتر از خویش بنهد... نیمی از ماه که میگذرد ، آب دو سه گام برتر می‌آید، خودش را جلوتر میکشد و این نیست مگر به اراده مهتاب. خجالت زده‌ام از رویت ، شرم دارم از تو شکوه کنم و خویش را واگذارم. من آنم که ساکن غفلتکده ها شدم. من آنم که تو را گذاشتم و زیر سایه سیئات رفتم. من آن نادانم ، آن که سهل انگاشت آزمون محبت تورا... و تو... آنی که این سیاه عذار را ملامت نکردی بر ظلمش. و این وامانده را سرزنش ننمودی بر جا ماندنش. و این فرو رفته را رها نکردی به حال خودش... و تو میدانی همه چیز را و اگر نمیخواستیم ، نمی‌آوردیم به وادی محبت خویش...

 

تبریک عرض میکنم این ایام خجسته رو خدمت همه دوستان عزیزم!


 نویسنده ابوذر نعمت الهی در جمعه 85/6/17 و ساعت 6:5 عصر | گفتنیهای دوستان()
اره آجر
مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت.
ناگهان از بین دو اتو مبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه آجری به سمت او پرتاب کرد.
پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد.مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است.
به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد.پسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو،جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخ دار به زمین افتاده بود جلب کند.
پسرک گفت: اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند.برادر بزرگم از روی صندلی چرخ دارش به زمین افتاد و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم.برای اینکه شما را متوقف کنم،ناچار شدم از پاره آجر استفاده کنم.
مرد بسیار متاثر شد و از پسر عذرخواهی کرد؛برادر پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گرانقیمتش شد و به آرامی به راهش ادامه داد.
در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به سویتان پرتاب کنند!
خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند،اما بعضی وقت ها،زمانیکه ما وقت نداریم گوش کنیم،او مجبور می شود پاره آجری به سوی ما پرتاب کند.این انتخاب خودمان است که گوش کنیم یانه.

 شاداب باشید


 نویسنده ابوذر نعمت الهی در دوشنبه 85/6/13 و ساعت 4:37 عصر | گفتنیهای دوستان()
 
 
شیطان به حضور حضرت موسی امد و گفت :آیا می خواهی به تو هزار و سه پند بیاموزم .
موسی گفت:انچه تو میدانی من بیشتر میدانم و نیازی به پند تو ندارم .
در همین حال جبرئیل وارد شد و عرض کرد :ای موسی خداوند می فرمایید هزار پند او فریب است
اما سه پند او را بشنو موسی هم به شیطان گفت : سه پند از هزار و سه پندت را بگو .
شیطان گفت:
یک: چنانچه در خاطرت انجام دادن کار نیکی را گذراندی  برای انجام آن شتاب کن وگرنه تو را پشیمان می کنم.
دو:اگر با زنان بیگانه و نامحرم نشستی غافل  از من مباش که تو را به گمراهی وادار میکنم .
سه:چون خشم و غضب بر تو مستولی شد جای خود را عوض کن وگرنه فتنه به پا می کنم .

 


 نویسنده ابوذر نعمت الهی در دوشنبه 85/6/13 و ساعت 4:33 عصر | گفتنیهای دوستان()
   1   2   3   4      >
:جستجو

بالا

بالا